دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

259

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

تجارت در گزارشهاى تجار فرانسوى منعكس شد و آنها معتقد بودند كه تجارت فرانسه با ايران بدون تجارت با هند كامل نيست . كمپانى هلند هم متوجه اين نكته بود ، چون آنها نه‌تنها جاى پرتقاليها را در تجارت ادويه گرفتند ، بلكه در تجارت منسوجات هندى با ايران مخصوصا از كروماندل بسيار فعال بودند . باوجوداين ، اتهام اينكه انگليسىها و هلنديها در تخريب تجارت خليج فارس و يا فناى تجار محلى دست داشتند ، قابل قبول نيست . در طى دو دهه از سال 1612 م . تا 1631 م . كه پرتقاليها با ايرانيان در نزاع بودند ، تجارت به شدت آسيب ديد و حتى در سال 1623 م . حمل‌ونقل توأمان هلند و انگليس نتوانست حتى براى مدت محدودى بعضى از تجار محلى را نجات دهد . با واگذارى بندر كنگ به پرتقاليها اوضاع تاحدودى تثبيت و دهه بعد شاهد احياى عمده تجارت بين هند و ايران شد و بيشتر امتعه را كشتىهايى حمل مىكردند كه در هند و مخصوصا در سورات ساخته شده بودند . كشتىرانى گجرات نه‌فقط در درياى سرخ بلكه در خليج فارس هم راه افتاده بود . منافع ارمنيان با كمك خودشان و نيز هلنديها و انگليسىها در هند افزايش يافت . خواجه نظر رئيس جامعه ارمنيان در جلفا از كمپانى هند شرقى در سال 1620 م . درخواست كمك كرد تا تجار ارمنى را از طريق دريا به هند و سورات برسانند . تعدادى از تجار ارمنى در سال 1630 م . در بندرعباس مستقر شدند و شبكه تجارى را با هند و شرق هند راه انداختند . خواجه ميناس كه اصلا اصفهانى بود در دهه 1660 م . يكى از خريداران عمده و در نزد كمپانى هند شرقى صاحب اعتبار و صاحب كشتىهاى زيادى بود . صاحب كشتى Queddah Merchant كه در سال 1690 م . گرفتار دزدان دريائى شد و بار آن حدود 50000 ليره ارزيابى شد ، يك نفر ارمنى بود . خانواده قلندر كه با خانواده‌هاى اصفهانى ، سوراتى و لندنى در ارتباط بود ، در سال 1688 م . با همدستى كمپانى هند شرقى دست به برنامه جاه‌طلبانه‌اى براى صدور ابريشم ايران و ورود پارچه‌هاى انگليسى به ايران از راه سورات و بندرعباس زد و برنامه مشابهى را هم منافع ارمنيان در سال 1682 م . با فرانسه راه انداخت و از اينها معلوم مىشود كه بازرگانان ارمنى با كشتىهاى خاص خود و نيز حمل بار با كشتىهاى انگليسى و هلندى در امر تجارت منطقه پيش قدم بودند . سهم هندوان هم در تجارت خليج فارس جاى بررسى و شناسائى دارد . بيشتر تجارت محلى را داوهاى ( dhow ) گود و تك‌بادبانى اين ايام انجام مىدادند كه معمولا به دليل مقررات گمركى بندرعباس و بندر كنگ از نزديك شدن بدانها احتراز مىكردند . اين نوع تجارت پنهان خليج فارس تا اواسط سده بيستم ادامه داشت تا چه رسد به قرن هفدهم كه بهرحال از رونقى درخور برخوردار بود . براستى كه تعداد عظيمى از بازرگانان هندى و بنگالى ( يعنى تجارى كه از